شمس الدين حافظ
354
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
270 - « دلخسته بيمار » هوس باد بهارم به سر صحرا برد * باد بوى تو بياورد و قرار از ما برد هر كجا بود دلى چشم تو برد از راهش * نَه دلِ خسته و بيمار مرا تنها برد آمد و گرم ببرد آب رخم ، اشكِ چو سيم * زر به زر داد كسى كامد و اين كالا برد دلِ سنگين تو را اشك من آورد به راه * سنگ را سيلِ تواند به لب دريا برد دوش ذوق طربم سلسلهء شوق تو بست * پاىِ خيل خِرَدَم لشكر غم از جا برد راه ما غمزهء آن تُرك كمان ابرو زد * رخت ما هندوى آن سرو سهى بالا برد جام مى ، دى ، ز لبت دم ز روانبخشى زد * آب مى زان لب جانبخش روانافزا برد بحث بلبل بَرِ حافظ مكن از خوش سخنى * پيش طوطى نتوان نامِ هزارآوا برد * توضيحات : به سر صحرا برد ( به صحرا برد ) برد از راهش ( از راه به در كرد ) خسته ( مجروح ) سيم ( نقره ) طرب ( شادى ) سلسله ( زنجير ) سرو سهى ( سرو راست قامت ) روانبخشى ( روحبخشى ) بر ( نزد ) هزار ( بلبل ) معنى بيت ( 1 ) ( هوس و آرزوى باد بهارى مرا به جانب صحرا برد و باد بوى تو را آورد و قرار را از ما برد ) معنى بيت ( 2 ) ( چشمت فقط دل بيمار و خستهء مرا از راه به در نبرده است و به محنت و بلا گرفتار نكرده است بلكه همه را عاشق ساخته است ) معنى بيت ( 3 ) ( اشك چون سيم آمد و آب رخم را كاملا برد ، هركس كه اين جنس را برد پول را به پول داد ) معنى بيت ( 4 ) ( دل سنگين تو را اشك چشم من به راه آورد ، بلى سيل مىتواند سنگ را به كنار دريا ببرد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - قدرى عميقتر به مسايل توجه كنيد ، زيرا امور سطحى زودگذر مىباشد و شما با آن همه انرژى و انديشه ، لازم است به مسايل زندگى با ژرفنگرى خاص نگاه كنيد . 2 - وسواس شما موجب بيمارى افسردگى مىگردد ، فردى مهربان هستيد ، ولى گاهى از در دروازه بيرون نمىرويد ، و زمانى از سوراخ سوزن خارج مىشويد ، سعى كنيد اعتدال را رعايت كنيد . 3 - مسافرت را توصيه مىكنم اما سفر كرده ، نمىآيد و اگر پول دارى خريد را توصيه مىكنم ، اما فروش زود است و ازدواج عملى مىشود ، چون صبر كنى ، موفقيت همراه مىشود ولى طلاق دردسر دارد ، اگر ايستادگى كنى ، انجام مىگيرد . 4 - برادر سخت نيازمند شماست و خواهر گرفتارى دارد كه شما مىتوانيد به او كمك كنيد . 5 - پنجشنبه به يكى از مشاهد متبركه برو و نذر خود را ادا كن سورهء مباركه كهف را تا آيه 20 با حضور قلب و معنى بخوان كه گشايش حاصل شود . 6 - خواجه در بيتهاى 5 و 6 و 7 فرمايد : ( ديشب : ذوق خوشحالى ، مرا به زنجير شوق تو ، به بند كشيد و شكر غم و عضه پاى خيال عقلم را از جا كند ) ( غمزهء آن محبوب كمان ابرو راه ما را زد و ما را گرفتار بلاى عشق كرد ) ( ديروز قدح باده پيش لبت از روحبخشى خود لاف مىزد پس لطافت مى بر اثر لب جانبخش تو گواراست ) جنابعالى تفسير فرمائيد . 7 - خواجه در بيت هشتم فرمايد : ( در نزد حافظ از خوش سخنى بلبل سخن مگو زيرا كه پيش طوطى نام هزارآوا را بردن ، جاى تعجب دارد ) . 8 - رنگ سفيد برازندهء جنابعالى است زيرا علاوه بر برازندگى و زيبابخشى ، حس قبول مسئوليت و ريسك و احساس شما را تعالى مىبخشد . 9 - چيزى را از دست دادهايد ، ابدا نگران نباشيد به زودى بهتر از آن را به دست مىآوريد . 10 - اين شراكت ضرر دارد و موجب آزار فراوان خواهد شد ، صرفنظر كنيد . 11 - معاملهاى را كه يك ماه پيش نمودهايد ، ثمرهاش به زودى نصيب خانوادهء شما مىشود .